|
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶Wednesday, May 24, 2017
چند رسانه ای
  • http://bojna.ir/userUpload/909/13.jpg
  • حماسه اردیبهشتی مردم بجنورد / حضور پرشور در پای صندوق های رای
  • /new.aspx?id=3893799
  • http://iusnews.ir/images/news/235558/thumbs/235558.jpg
  • هنجره‌هایی که «تغییر» را فریاد زدند +تصاویر
  • /new.aspx?id=3893795
  • http://nazmbojnourdi.ir/wp-content/uploads/2017/05/photo_2017-05-07_23-54-45-752x440.jpg
  • تریبون آزاد دانشجویی با موضوع"ویژگی های رئیس جمهور من" در دانشگاه بجنورد
  • /new.aspx?id=3893671
  • http://www.bojnourdiau.ac.ir/images/stories/News/pub_relation96/015/12.jpg
  • برگزاري سومين دوره مسابقات چالش جاذبه، نجات تخم مرغ در واحد بجنورد
  • /new.aspx?id=3893637
  • http://uupload.ir/files/6p6_img_4472.jpg
  • اختتامیه جشنواره ققنوس خراسان شمالی برگزار شد
  • /new.aspx?id=3893595
کد خبر: ۷۷۴۴۷۵
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۵
اولویت کشور حقوق های نجومی نیست؛
در بین مسائل اصلی و عمده ی داخلی کشور,می توان دو موضوع را سرفصل اصلی مسائل دانست که دغدغه جدی مردم است.اولی مسئله رکود اقتصادی و جوانب مختلف آن مثل بیکاری, حجم انبوه واردات و...است و دومی اشرافیت خزیده زیر پوست مدیران مملکت است که هر روز گوشه ای از شکم چرانی و دست اندازی آنها به سرمایه های بیت المال, رو می شود.
آقای نعمت زاده شما در کدام انقلاب سیر می کنید که مواضعتان با دیدگاه های مردم قرابتی ندارد!

به گزارش پایگاه خبری «دانشجویان بیدار»در بین مسائل اصلی و عمده ی داخلی کشور,می توان دو موضوع را سرفصل اصلی مسائل دانست که دغدغه جدی مردم است.اولی مسئله رکود اقتصادی و جوانب مختلف آن مثل بیکاری, حجم انبوه واردات و...است و دومی اشرافیت خزیده زیر پوست مدیران مملکت است که هر روز گوشه ای از شکم چرانی و دست اندازی آنها به سرمایه های بیت المال, رو می شود.

متاسفیم که اعلام کنیم بسیاری از این جماعت اشرافی جزوی از تصمیم گیران حوزه اقتصاد هم بوده اند و هستند.آنجایی که فسادی بزرگ در صندوق ذخیره فرهنگیان رخ می دهد, قشر زحمتکش فرهنگی جامعه است که علی رغم تحمل بسیاری ناملایمات و معوقات, چشمش به چپاول هایی هزاران میلیاردی از قطره قطره اندوخته های او و هم مسلکانش باز می شود.این گوشه ای از مفاسدی حرام خوار است که با عناوین دهان پرکن , بر مسندهای مهم و تعیین کننده ای تکیه زده اند, درحالیکه لیاقت جایگاه های مهم را نداشته اند.

این عارضه متعفن را نیز می توان در مسئله ی حقوق های نجومی دید.جامعه ای که بسیاری اقشار آن در برطرف کردن نیازهای اساسی خود عاجز اند , به ناگاه با درآمدهای سرسام آور جمعی از مدیران و یا پزشکانی مواجه می شوند که تصور آن هم غیرممکن بود.
عجیب است که انقلابی که تکیه اش به توده های پابرهنه و مستضعف بود و افتخارش خدمت  بی منت مسئولان دردمند به این اقشار قوی ایمان است, بعد 4 دهه به جایی برسد که شکم چرانی و استکبارطلبی مدیرانش , بی هیچ ترس و واهمه ای بیان می شود و برایش توجیه هایی تراشیده می شود.چه کسی گمان میکرد روزی این برداشت های غیرمومنانه و مستکبرانه از بیت المال, سهم خواهی از انقلاب تلقی شود.انقلاب را چه شده است که چنین جماعت وقیح و حرام خواری باید بر مسند های بنشینند و لقمه های بزرگ و شکم های فربه خود را , حق خود بدانند! چرا هیچ پدر شهیدی در این 4 دهه چنین ادعایی نکرده است؟ اصلا مدیریت کردن یک مجموعه به کنار؛ آیا اینکه مدیری جلوی خودش را بگیرد و از کیسه بیت المال چپاول نکند, سخت تر از جان دادن در راه انقلاب است؟ اگر ظرفیت پذیرفتن پست هایی با اختیارات مالی و ذخایر پولی زیاد را  ندارند, چرا باید انقلاب, هزینه ی بی جنبه بودن آنها را بپردازد؟ چرا وقتی عده ای چشم شان به جاه و مکنت می افتد, اینگونه دامن از دست می دهند و گمان میکنند این احترام و خم و راست شدن زیردستان برای آنان, یعنی اجازه ی چپاولگری داشتن آنها.
این اشرافیت و این پولهای هنگفت به کل مسئله بیکاری و اشتغال طعنه می زند. این پولهای حرام , مفاسدش تمام یکه ندارد. از این پولهای حرام رسانه هایی شکل می گیرد, انتخابات هایی جهت داده می شود, وزیر و وکیل و نماینده ای تولید می شود و الی اخر.
تا این مسئله در کشور خاتمه پیدا نکند و چهره وقیح این جماعت زالوصفت از صحنه جامعه ای که  هر روزش شاهد تشییع شهدایی بی ادعا در راه انقلاب است, پاک نشود , اعتماد عمومی بازنمی گردد و مسیرهای فسادسازی در آینده بسته نمی شود.

این مسئله, کهنه شدنی نیست که وزیری مُسن و پرحاشیه افاضه کند که "اولویت کشور حقوق های نجومی نیست". چنین شخصیتی همان است که مدعی بود باید مدیر از خارج بیاوریم. این مسئله پیش پا افتاده نیست که خسته های برمسند نشسته تلاش برای فراموش شدنش دارند زیرا بین جیب این مدیر و جیب مردم فاصله زیادی هست. این گفته های او نیست که تعیین می کند این مسئله مهم هست یا نیست, بلکه فاصله بین جیب او و جیب مردم است که تعیین می کند مسئله مهم است یا نه. این وزیر همان است که مردم معترض به کیفیت خودروهای داخلی را "ضدانقلاب" خطاب کرده بود.آری این مردم ضدانقلاب اند. زیرا اینها انقلابشان با انقلاب شما فرق دارد. این مردم انقلاب کردند تا به فاصله غنی و فقیر خاتمه دهند و مقابل هرکس که بخواهد این گسل را عادی جلوه کند و آن را سهم خودش بخواهد, خواند ایستاد. اینها ضدانقلابی هستند که انقلابیش بخواهد سهم خواهیش از بیت المال صدها برابر مردم  باشد. انقلابی که این گسل طبقاتی بین مردم و مسئولین,عادی تلقی شود, انقلاب 57 نیست, بلکه انقلابی برای سرکوب انقلاب 57 است. در انقلاب مدنظر مردم, مسئول زندگیش ساده تر از مستضعفین جامعه است. انقلاب 57 جنس مسئولانش را امامی به نام روح الله خمینی تعیین کرده است.کسی که برای کسوتی مثل نمایندگی و امثالهم چنین توصیه ای دارد:

"مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت کنند و طعم تلخ فقر را چشیده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاک طینتان عارف و در یک کلمه مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند."

اما نمی دانم جناب نعمت زاده در کدام انقلاب سیر می کند که مواضعش با دیدگاه های مردم قرابتی ندارد.شاید بهتر باشد ابتدا به ایشان توضیح دهند که انقلاب 57 چه بوده است.ایشان گویا با این وضع مواضعش نیاز به آموزیدن واضحات و ابتدایات دارد.

...اما راه اقتصاد و حل مسائل آن

حل مشکلات نه درگرو برجامی ست که فوت شد و چهلم سالش در پیش است , نه در ید مدیران خارجی است, بلکه با تکیه بر قدرت داخلی است. قدرتی که تکیه اصلی آن, خداست و قلب ها ذهن های ما, محل عنایت خداست برای یافتن راه حل ها. برای جمعی پویا, با انگیزه ,مومن و پرتلاش همیشه راه ها قابل سیرورت و هدفها قابل دستیابی است.این قشر خودش را همانی می بیند که در گرماگرم هجوم دنیای فرعونها به خاکش, خرمشهر را آزاد کرد و در کشاکش کمک همه مستکبرین عالم به تکفیری ها, شهر به شهر حلب و موصل را از آنان باز پس می گیرد.
وقتی دل مملو از ترس نباشد و امیدوار به یاری خدا باشد, این خارجی ها هستند که مبهوت ما می شوند,شبیه خرمشهر...شبیه حلب...شبیه خیلی اتفاقات خوب پیش رو ولی اگر دشمن در چشم ما بزرگ باشد و امیدوار به تخفیف ها و کمک های او باشیم, نتیجه اش همانی می شود که اسمش برجام است و این روزها کمتر فاتحه خوانی,سر مزارش انگشت می گذارد و کمتر رهگذری در مراسم ختمش شرکت می کند.

 

نویسنده:سید داوود غیاثی




نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*: