|
چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵Wednesday, February 22, 2017
چند رسانه ای
  • http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1395/12/1/5871720_866.jpg
  • حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم عروسی + فیلم
  • /new.aspx?id=3530674
  • http://uupload.ir/files/ugd9_photo_2017-02-18_11-27-29.jpg
  • سگ های ولگرد، معضل دیرینه دانشگاه بجنورد و مسئولانی که نمی بینند!!!+فیلم
  • /new.aspx?id=3459997
  • http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1393/10/5/2834773_421.jpg
  • لحظه به‌آتش کشیدن جوان بسیجی در سال 88 + فیلم
  • /new.aspx?id=3285143
  • http://bojna.ir/userUpload/330000000/6.jpg
  • مراسم چهلمین روز درگذشت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در بجنورد
  • /new.aspx?id=3284941
  • http://uupload.ir/files/evl3_photo_2017-02-15_17-04-39.jpg
  • بخشی از محصولات اهدایی آستان قدس به وسیله ی بسیج دانشجویی استان بین محرومین حاشیه شهر بجنورد توزیع شد
  • /new.aspx?id=3231306
کد خبر: ۱۴۷۸۷
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۳/۰۸
دانشگاه آزاد بجنورد
دیشب وسط مراسم گرامیداشت سوم خرداد حماسه فتح خرمشهر در مسجد دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد بودیم، روایتگری به اوج خودش رسیده بود و اشک ها از چشم ها جاری، ناگهان زلزله 4.8 ریشتری واقع شد و ستون های مسجد شروع کرد به لرزیدن، بخشی از جمعیت به سمت درب خروجی هجوم بردند.
چند پرده از مراسم یادواره فتح خرمشهر دانشگاه و زلزله ای که منشاء بیداری شد
به گزارش پایگاه خبری دانشجویان بیدار،سردار اهوازیان که مشغول روایت گری بود از جایش تکان نخورد، اصلا خم به ابرو نیاورد، وقتی پس از چند ثانیه زمین آرام گرفت سردار چند نکته را یاداور شد و گفت: شهدا خودشان تک تک شما را به مراسم دعوت کرده اند پس خودشان محافظتان هستند، اصلا چه جایی بهتر از مسجد که خانه خداست، در جوار شهدای گمنام، وسط مراسم شهدا و در سالروز حماسه فتح خرمشهر...
این صحبتها خیلی با دلم بازی می کند، سردار از خاطرات بچه های مدافع حرم و حزب الله هم کمی تعریف می کند، که چطور به عشق اهل بیت(ع) و یاری مظلومان و مستضعفان از جان خود می گذرند و از آن سو چقدر دل سردار پر بود از تهمت های ناورایی که به این بندگان مخلص و انقلابی خدا زده می شود، برای پول می جنگند، اینها مدافعان اسد هستند و...
واقعا حکایت عجیبی دارد، اینکه چه در قلبِ امنیت جمهوری اسلامی باشی و چه در میانه میدان محور مقاومت فرقی ندارد، اگر خدا بخواهد در لحظه ای جانت را می ستاند، حالا با گلوله جبهه باطل شده و یا با زلزله و تصادف و بیماری در بستر!
و آنچه می خواهم بگویم این است که این روزها فکری در ذهنم مرا می آزارد، احساس می کنم آنقدر امنیت زیر دلمان زده است که فراموش کرده ایم هر چند ساعت یکی از جگرگوشه های مادران ایرانی، افغانستانی، پاکستانی، سوری و عراقی و لبنانی و... دارند تکه تکه می شوند تا این امنیت مستدام باشد ولی ما چه کرده ایم با این خون دل خوردن ها و از جان گذشتگی ها.
با خود می گویم اگر هر از چندی زلزله ای هم در شهر اتفاق نیفتد شاید اصلا حال به حال یادی هم از مرگ نکنیم و سرمست از این امنیت و آسایش، غرق در لذائذ دنیا شده و شکر نعمت والا و بی بدیل امنیت که به برکت ولایت فقیه و خون شهدا حاصل شده را بجا نیاوریم، نعمتی که به گفته پیامبر اکرم(ص) در میان مردم مجهول است مادامیکه از آنها سلب شود.(1)
آیا واقعا حال امروز ما مردم جمهوری اسلامی حال مردم پشت جبهه است؟ امروز جنگ همان جنگ حق و باطل است منتهی کمی مرزهایش گسترده تر شده و کشورهای محور مقاومت و بیداری اسلامی نیز به مرزهای فرهنگی انقلاب اسلامی پیوسته اند، آیا ما حکم پشتیبانی فکری و فرهنگی و معنوی و نیروپروری و... را برای خط مقدم داریم؟! آیا کمی به این فکر کرده ایم که به قول امام خامنه ای(مدظله) اگر نبودند مدافعان حرم امروز باید در همدان و کرمانشاه با تکفیری ها و داعشی ها می جنگیدیم!(2)
اصلا از این سطح کمی پایین تر آیا صرفا پاسدار خوبی برای زحمات و جانفشانی های شهدا هستیم؟ منِ دانشجو در درس خواندنم، آن بازاری در پاکدستی و رعایت حال مردم، آن مسئول در پشت میز خدمت و نوکری خلق الله، آن دختر خانم و آقا پسر جوان با حفظ عفت و پاکدامنی اش، آن پدر در در آوردن روزی حلال، آن مادر در تربیت انقلابی فرزندان و میلیون ها نفر از این "آن" ها در جایجای میهنی که برای وجب به وجب آن، خونهای نورچشمی امت حزب الله چکیده است.
دو پرده از مراسم دیشب ما را بس است، یک آن صحنه که مادر قد خمیده شهید سید میرزا نادری پشت تریبون آمد و با حیای خاصش ابتدا از علماء و اساتید و مسئولان حاضر در جلسه بابت صحبت های گرانبهایش عذر خواهی کرد که مبادا وقت آنان را گرفته و اساعه ادب کرده باشد! و گفت: آی نسل سومی ها، آی دانشجو ها! منت و درخواستی برای خودم و شهیدم ندارم، جز اینکه در کوران و جولان دنیا راه شهدا که راه اطاعت از ولایت بود را گم نکنید و آنرا ادامه دهید.
دوم روایت سردار اهوازیان از آن شهید مدافع حرم که اتوکشیده و عطر زده تحویل ایشان شد و بعد از رشادت های فراوان در سوریه بال در بال ملائک گشود و قطعه قطعه به میهن اسلامی برگشت و لحظه دیدار با همسر 18 ساله اش وقتی سردار از او عذرخواهی کرد پاسخ آن دختر خانم تازه عروس این بود "ما رایت الا جمیلا"!
یکی از رفقای طلبه می گفت فرصتی دست داد در حاشیه یکی از دیدار های امام خامنه ای(مدظله)، خود را لحظه ای به ایشان رساندم و ازشان اذن جهاد در سوریه خواستم، پاسخ آقا اما عجیب بود، ایشان فرمودند امروز بحمد الله هستند شیر بچه های حزب الله و مدافعان حرم و از حرم حضرت زینب(س) به خوبی دفاع می کند، شما در داخل بمانید و از گفتمان حضرت زینب(س) که همان "عفت و حیا و غیرت" بود دفاع کنید.
حضرت زینب(س) وقتی در بازار شام، یکی از محبان اهل بیت(ع) که از صحنه عاشورا بازمانده بود را ملاقات کردند و وقتی او به حضرت عرضه داشت که آیا کاری از دستم برای شما اهل بیت رسول خدا(ص) بر می آید انجام دهم یا خیر، درخواست خانم زینب کبری(س) خیلی عجیب بود، فرمودند برو و به سر کاروان پولی بده و از او بخواه، سرهای شهدا را از جلوی کاروان اسرا ببرند تا شاید توجه جمعیت به سرهای بالای نیزه جلب شود و چشمشان بر معجر و لباسهای پاره پاره اهل بیت پیامبر(ص) نیفتد، تا این اندازه ایشان بر عفت و حیا حساس بودند و غیرت علوی داشتند.
خجالت می کشم بگویم و خاک بر دهانم اما اگر نگویم دلم آرام نمی گیرد، امروز کجا رفته است این غیرت ها، کجا رفته است این عفت ها و حیاها، چکار کرده است ماهواره ها و فضای مجازی که عرصه سبقت در بدن نمایی ها و خود پرستی ها و بد اخلاقی ها شده است، خدایا به حق ماه مبارک شعبان المعظم مردان ما را غیرت علوی(ع) و زنان ما را عفت فاطمی(س) و زینبی(س) عنایت کن و برسان مولود با برکت این ماه عزیز را که دیگر بلاها عظیم و پردها دریده و آسمانها و زمین بر ما تنگ گشته است...
 
منابع:
1-  روضه الواعظین، ج ۲، ص ۴۷۲
2-  بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده‌های شهدای مدافع حرم بهمن 94
انتهای پیام/



نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*: